مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1289
طب اكبرى ( فارسى )
بپاشد و آرزوى طعام برود . علاج : به آب گرم قىء فرمايند و مسهل دهند . و رياضت كردن و به حمام رفته [ و ] عرق آوردن و به آبزن در آمدن و روغن در بدن ماليدن ، نفع دارد . و دواء المسك و دواء الكرم و سعد و بيخ نى مقدار دو مثقال به [ شيره ] مفيد است . [ 1756 ] زهرهء سگ آبى : مقدار عدسى ازو بعد [ از ] يك هفته هلاك سازد . علاج : روغن و شير تازه جنطيانا و دارچينى و پنير مايهء خرگوش خوردن و روغن بادام در بدن ماليدن و تلطيف تدبير نمودن سود دارد . [ 1757 ] زهرهء يوز : از خوردن او قىء زرد و كبود و تلخى دهان و زردى چشم پديد آيد . علاج : به روغن و آب گرم قىء فرمايند و اين ترياق بدهند : گل مختوم ، حبّ الغار و تخم سداب ، هريك برابر ؛ مرّ ، نصف جزو [ همه را ] نرم كوفته به عسل آميخته يك مثقال بدهند و به علاج هيضه رجوع نمايند . [ 1758 ] زهرهء افعى : خوردن او غشى متواتر آرد و خلاصى از او به دشوارى ميّسر گردد . علاج : روغن مسكه گرم كرده و روغن كنجد بدهند و عقب او آب گرم نوشانند و فرمايند و فادزهر و ترياق كبير و دواء المسك و مثروديطوس خورانند و غذا ماء اللحم سازند . [ 1759 ] عرق دواب : خوردن او كرب شديد و زردى وجه و ورم و خناق و سيلان عرق بدبوى آرد . علاج : قىء كنانند و ترياق طين مختوم دهند و زراوند و نمك اندرانى هريك نيم درم به آب گرم خورانند . [ 1760 ] شير : گاه باشد كه در معده فاسد شود و ترش گردد و غشى و دوار و پيچش سر معده آرد و باشد كه هيضه كند و بكشد . علاج : به آب عسل قىء كنند و فلافلى خوردن و روغن ناردين و بادام و مصطكى بر معده ماليدن و گلقند و گلاب نفع دارد . گاه باشد كه شير در معده بسته شود و غشى و عرق سرد و نافض آرد . علاج : پنير مايه نيم مثقال به سركهء كهنه با مقدار باقلى حلتيت يا آب پودينه و سكنجبين با طبيخ تخم كرفس به آب عسل دهند تا بگدازد پس قىء فرمايند به آب عسل .